مستندنگاری آثار هنری - قسمت دوم

مستندنگاری دقیق آثار هنری با چالش‌های فنی متعددی همراه است که مهمترین آن‌ها را می‌توان به سه مقوله عمده تقسیم کرد: مدیریت رنگ، مدیریت نور و بازتاب، و تفکیک‌پذیری تصویر نهایی. در این مقاله‌ سعی کرده‌ایم که برخی از این مسائل را به زبان ساده برای مخاطبان بشکافیم.
۲۲ تیر ۱۳۹۸
احسان اثباتی - کانون کبود

مدیریت رنگ

بازتولید رنگ بعضا بین دستگاه‌های ورودی مختلف نظیر دوربین‌های عکاسی دیجیتال و اسکنرها، یا دستگاه‌های خروجی گوناگون مانند نمایشگرها و چاپگرها متفاوت است. وقتی عکس‌هایی را که گرفته‌اید در نمایشگری ویرایش می‌کنید و سپس به چاپگر می‌فرستید، رنگ‌های خروجی هر دستگاه می‌تواند متفاوت باشد، آن هم با وجود این‌که همه این دستگاه‌ها داده‌های یکسانی را پردازش می‌کنند. دلیل این اتفاق این است همه این دستگاه‌ها ویژگی‌ها و گرایش‌های رنگی مختص به خود را دارند.

به همین خاطر، و برای جلوگیری از بروز چنین خطا‌هایی، سیستمی برای مدیریت رنگ ایجاد شده است. این سیستم به شما اجازه می‌دهد تا در همه مراحل، از برداشت تصویر اولیه گرفته تا چاپ تصویر نهایی، در بازتولید رنگ یکسان عمل کنید.

استفاده از چنین سیستم‌هایی مستلزم داشتن پروفایل‌های دقیق رنگ برای هر دستگاه است. موتورهای رنگ موجود در سیستم‌های عامل و دیگر نرم‌افزارهای رایانه‌ای این پروفایل‌ها را در اختیار دستگاه‌های مختلف می‌گذارند. از آن‌جایی که رنگ‌هایی که در نمایشگر دیده می‌شوند نباید هیچ تفاوتی با رنگ‌های چاپی داشته باشند، نمایشگر شما باید توانایی بازتولید دقیق رنگ را داشته باشد، و هر از چندی با استفاده از دستگاه‌های رنگ‌سنج از نو کالیبره شود.

مزیت دیگر استفاده از سیستم‌های مدیریت رنگ این است که استفاده از پروفایل‌های یک‌پارچه بازتولید رنگ در کل فرایند‌های تهیه تصویر به این معنی است که دیگر نیازی به آزمایش چاپ روی کاغذ نیست، و عدم نیاز به یکسان‌سازی رنگ به کاهش وقت و هزینه مصرفی منجر می‌شود.

ابزار دیگری که در سیستم‌های مدیریت رنگ کاربرد دارد چهارخانه‌های رنگ یا همان کالر چکر است. رنگ‌های استاندارد موجود در این چهارخانه‌ها به شما اجازه می‌دهند تا دقت کار خود را افزایش دهید، و حتی برای دوربین دیجتال خود پروفایل اختصاصی رنگ درست کنید.

مدیریت نور و بازتاب

روش معمول برای نورپردازی هنگام عکاسی از آثار تجسمی دوبعدی نظیر نقاشی استفاده از دو منبع نور یکسان در دو طرف اثر و در زوایای ۴۵ درجه نسبت به آن است. این سبک نورپردازی به نوری یک‌دست و بدون سایه منجر می‌شود.

چنین نتیجه‌ای شاید در نگاه اول مناسب به نظر برسد، اما نور یک‌دست و بدون سایه بافت اثر را نیز می‌پوشاند، و جزئیات قلم و کاردک، و برجستگی‌های رنگ را خنثی می‌کند. لذا این روش، با وجود سادگی و سرعتی که دارد، مناسب طیف گسترده‌ای از سبک‌ها و فنون نقاشی نیست. نورپردازی ترکیبی، و استفاده از میدان‌های نوری با شیب‌های موثر ولی نامحسوس، قالبا نتایج بهتری به دست می‌دهد.

در عین حال، مدیریت دقیق نور به شما اجازه می‌دهد تا بازتاب‌های مستقیم و غیرمستقیم ناشی از پرداخت نهایی اثر را به بهترین شکل ممکن خنثی کنید. ساده‌ترین کاری که با این هدف می‌توان کرد تغییر زاویه برخورد نورها با سطح اثر به میزان لازم است که به شما اجازه می‌دهد با بازتاب‌های مستقیم به هر نحوی که دوست دارید برخورد کنید. اما کنترل بازتاب‌های غیرمستقیمی که ناشی از سطوح ناهموار بوم و رنگ است، و در زوایای مختلفی منتشر می‌شود، نیازمند استفاده از ابزار و فنون پیچیده‌تری است.

مستندنگار می‌تواند با استفاده از چنین راه‌کارهایی محیط نوری دلخواهی ایجاد کند، و بر سایه‌ها و بازتاب‌‌های موجود بر سطح آثار نقاشی تسلط کامل داشته باشد. تنها در این محیط نوری است که می‌توان بافت، جنس، و برجستگی‌های هر اثر را با دقت کامل بازتولید کرد.

تفکیک‌پذیری

شاید در نگاه اول مساله تفکیک‌پذیری چندان مهم به نظر نرسد، چرا که تصاویری با تفکیک‌پذیری کم برای نمایش دیجیتال کفایت می‌کنند.

اما اگر هدف شما ایجاد آرشیو از کلیه کارهایتان باشد، یا قصد چاپ نقاشی‌هایتان در ابعاد بزرگ را داشته باشید، دیگر تفکیک‌پذیری‌های مرسوم پاسخ‌گوی نیازهای شما نخواهد بود. برای مثال، حتی فایل‌های خروجی دوربین‌هایی نظیر Canon 5D Mark IV هم نهایتا برای چاپ در ابعاد بزرگتر از ۶۰ سانتی‌متر در ۴۰ سانتی‌متر مناسب نیستند. البته شما می‌توانید در صورت نیاز عکس‌های دیجیتال را در هر اندازه‌ای که بخواهید چاپ کنید، ولی این کار منجر به کاهش کیفیت خواهد شد.

مشخص است که این روش برای چاپ و بازتولید آثار هنری که نیازمند بالاترین کیفیت ممکن – ۳۰۰ تا ۶۰۰ ppi – است، مناسب نیست، و شما چاره‌ای جز استفاده از عکس‌هایی با تفکیک‌پذیری بسیار بالا ندارید. برای نمونه، چاپ مجدد اثری با ابعاد ۱۶۰ سانتی‌متر در ۱۲۰ سانتی‌متر با کیفیت عالی نیازمند تصویری با تفکیک‌پذیری حدودا ۵۰۰ مگاپیکسل است؛ یعنی چیزی حدود ۱۰ تا ۲۰ برابر خروجی دوربین‌های مرسوم فعلی.

یکی از راه‌های غلبه بر این مشکل استفاده از دوربین‌هایی با تفکیک‌پذیری بالاتر است. اما تنها گزینه موجود در این مسیر دوربین‌های دیجیتال قطع متوسط پیشرفته است که به خاطر هزینه بالای این تجهیزات استفاده از آن‌ها در غالب موارد مقرون به صرفه نیست.

راه دیگری که برای افزایش تفکیک‌پذیری تصویر نهایی پیشنهاد می‌شود استفاده از روش‌های برداشت موزائیکی است که می‌تواند به تولید فایل‌هایی با تفکیک‌پذیری هزاران مگاپیکسل منجر شود. البته این روش خود نیازمند تجهیزات خاصی است که بدون آن‌ها کیفیت تصویر نهایی اصلا قابل قبول نخواهد بود.

مطالب مرتبط

22 آبان 1398

عکاسی از آثار هنری و بازتولید نسخه‌های آثار تجسمی

عکاسی و بازتولید آثار هنری، متفاوت از دیگر شاخه‌های عکاسی و نیازمند مهارت‌های ویژه‌ای در نظارتِ دقیق بر چاپ است که تنها با کسب تجربه به دست می آید. در مقاله پیش رو سعی داریم که با معرفی این شاخه از عکاسی و بیان مراحل این کار، به فهم بیش‌تر آن کمک کنیم.
11 مهر 1397

مستندنگاری آثار هنری - قسمت اول

آن‌چه که کیفیت بازتولید آثار شما در رسانه‌های چاپی و دیجیتال را تعیین می‌کند، نحوه مستندنگاری است. مستندنگاری تصویری غالبا تنها نمونه‌ای است که مدیران هنری گالری‌ها، هیات داوران مسابقات، و منتقدان هنری از آثار شما می‌بینند، و مستندنگاری دقیق می‌تواند بخت شما برای گرفتن بودجه، قبولی در نمایشگاه‌ها، و پذیرش در مراکز آموزشی را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.